محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

931

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* ردع : بازداشتن * رساين : لغت هندى است به معنى كيمياى بدن و دوايى را گوين كه چون به بيمارى كه از بهبودى آن نااميد شده باشند بخورانند بيمار شفا يابد . * رشح : تراوش * رض : تفرق اتصال ، كوفتگى * رطل : حدود 900 گرم است . * رعاف : خون دماغ Epistaxis * رعشه : لرزش دست و پا tremor * رعونت : نادانى و كم‌عقلى * رقوء : خشك شدن و باز ايستادن اشك و خون * رقوء : آنچه بر جراحت نهند تا خون بايستد * رمد : ورم ملتحمه Conjunctivitis * رياح : ج ريح * ريح : بادى كه در شكم باشد ، بادى كه در پيوندگاه اندامها همراه با درد پيدا مىشود * ريش : زخم * ريگ بوم : ريگزار * زانيه : زناكار * زبل : سرگين * زجاج : شيشه ، آبگينه * زحير : اسهال موكوسى ، دل‌پيچه ، اسهال خونى Dysentery * زخمهاى غايره : زخمهاى عميق * زرقه : كبودى * زغب : كرك * زلق الامعاء : ليز شدن روده‌ها ، بيمارى كه در آن طعام در روده‌ها نمىماند بلكه ليز خورده و جذب نشده دفع مىشود * زندقه : بىدينى ، كفر * زهاد : ج زاهد ، پرهيزگاران * زهره : كيسه صفرا Gall bladder * زهگير : انگشترمانندى كه در انگشت شست مىكنند تا زه كمان در دست ايجاد جراحت نكند . * سبات : بيمارى كه در آن خواب بيمار از حالت طبيعى خارج گردد و به دشوارى بيدار شود و هنگام بيدارى بيشتر وقتها مثل خفته باشد Lethargy * سباع : ج سبع * سبخه : شوره‌زار * سبع : جانور وحشى * سبل : تورم و برآمدگى رگهاى سطحى قرنيه همراه با نفوذ و رويش بافتهاى دانه‌وار كه پانوس ناميده مىشود * سبوسه سر : شوره سر Dandruff * سپرز : طحال Spleen * سحاب : تيرگى و كدورت ابرمانندى كه ممكن است در ادرار باشد * سحج : خراش ، خراش روده Diphteric enteritis * سحق : كوبيدن ، نرم كردن * سحنه : شكل ، هيأت ، رنگ * سدر : تيرگى چشم كه با گرانى و گردش سر پديد مىآيد * سدّه : گرفتگى يا بسته شدن هريك از مجارى يا رگهاى بدن Obstruction * سرسام : سندرمى است كه شامل ورم پرده‌هاى مغز ( Meningitis ) ، آماس مغز ( Encephalitis ) و همچنين آماس مغز و پرده‌هاى آن ( Men ingoencephalitis ) مىشود * سعال : سرفه * سعال يابس : سرفه خشك * سعفه : زخمهايى كه در سروصورت و گاه در تمام بدن ظاهر مىشود . اين عارضه كچلى ، اگزما يا پديده‌هاى آماسى است كه در اپيدرم پديدار مىگردد و نشانه‌هاى آن سرخى ، خارش ، برآمدگيهاى كوچك و بالاخره تاول و زخم است . * سعفه رطبه : زردزخم * سعفه يابسه : اگزما